الهی فقیر أتاک
داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتماً بخوانید:
سه برادر مردی را نزد حضرت علی رضی الله تعالی عنه آوردند و گفتند اين مرد پدرمان را کشته است.
امام علی (رض) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟
آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اينها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من هم همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان زدم و او مرد.
امام علی (رض)فرمودند: حد را بر تو اجرا مي کنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت بدهيد.
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته پس اگر مرا بکشيد آن
گنج تباه مي شود، و برادرم هم بعد از من تباه مي شود.
اميرالمومنین (رض) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را مي کند؟
آن مرد به مردم نگاه کرد و گفت اين مرد.
اميرالمومنين (رض) فرمودند: ای ابوذر آيا ضمانت اين مرد را مي کنی؟
ابوذر عرض کرد: بله اميرالمومنين
فرمود: تو او را نمي شناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا مي کنم!
ابوذر عرض کرد: من ضمانتش مي کنم يا اميرالمومنين.
آن مرد رفت . و روز اول و دوم و سوم سپری شد...
و همه مردم نگران ابوذر بودند که بر او حد اجرا نشود...
سرانجام آن مرد اندکی قبل از اذان مغرب آمد.
و در حاليکه خيلی خسته بود، به نزد اميرالمومنين (رض) آمد وعرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون تسلیم فرمان شما هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (رض) فرمودند: چه چيزی باعث شد تا برگردی درحاليکه مي توانستی فرار
کنی؟
آن مرد گفت: ترسيدم که "وفای به عهد" از بين مردم برود.
اميرالمومنين(رض) از ابوذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟
ابوذر گفت: ترسيدم که "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم برود.
پسران مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از قصاص او گذشتيم... اميرالمومنين (رض) فرمود: چرا؟
گفتند: مي ترسيم که "بخشش و گذشت" از بين مردم برود.
و اما من اين پيام را برای شما فرستادم تا "دعوت به خير" از ميان مردم نرود.
حالا نوبت شماست که بعد از خواندن این داستان آن را برای دیگران نقل کنید و در صورت امکان برای دوستانتان ارسال کنید و یا در وبلاگتان درج کنید تا "نشر و پخش خوبی ها" از میان ما رخت برنبندد.
اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید
به نکتههاى زیر توجه کنید:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،
یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ۵۰۰ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
اگر کفش و لباس دارید،
اگر تختخواب و سرپناهى دارید،
در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
۱- یک کسى به فکر شما بوده است.
۲- شما به ۲۰۰ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
۳- و … شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول بعضی ها:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
و همیشه خدا را شکر کنید.

ما إن أنهى الشيخ درسه الذي ألقاه في المسجد حتى رفع أحد المصلين يده وقال: ممكن سؤال؟
رد عليه الشيخ: تفضل.
قال الرجل: أنا طبيب، ورغم علمي وخبرتي فإني أحيانا لا أوفق في تشخيص مرض المريـض، فأصف له دواء لا يفيده، بل لعله يضره ويؤذيه، فهل هناك دعاء أدعو به حتى أتجنب هذا الخطأ؟
همَّ الشيخ بإجابة الطبيب عن سؤاله لكنَّ رجلا آخر قال: أنا أيضا أعاني هذا في عملي.
سأله الشيخ: أنت أيضا طبيب؟
قال: بل أنا مهندس، وأحيانا أرتكب بعض الأخطاء في رسم المخططات أو في تنفيذها، رغم خبرتي الطويلة التي امتدت أكثر من عشرين سنة.
بادر رجل ثالث بالسؤال قائلا: شيخي أنا مدرس رياضيات ورغم تحضيري للدروس جيدا فإنني أحرج أمام الطلبة حين يُغلق علي فلا أنجح في حل بعض المسائل.
التفت الشيخ إلى من حولـه من الحاضرين وقال: هل لدى أحدكم أي سؤال قبل أن أبدأ بالإجابة؟
رفع أحد الحاضرين يده فقال له الشيخ: تفضل، ما سؤالك؟
قال الرجل: أنا أعاني من عدم إمساكي أعصابي حينما تجادلني زوجتي فأغضب وأصرخ فيها وأضربها أحيانا.. ثم أندم بعد ذلك.
قال الشيخ: أنتم جميعا تعانون مشكلة واحدة، وهي فقدانكم للرؤية المبصرة، فتقعون فيما تقعون فيه من أخطاء.
سأله أحدهم: الرؤية المبصرة؟ وكيف نحصل على هذه الرؤية المبصرة؟
أجاب الشيخ: حتى تحصلوا عليها لابد لكم من نور، نور يضيء لكم ما أمامكم وما خلفكم وما حولكم، نور يضيء لكم عقولكم وقلوبكم ونفوسكم، نور يمتد مئات الكيلومترات، ويستمر طوال الأيام والشهور والسنوات.
سأله الرجل نفسه: وأين نجد هذا النور؟
قال الشيخ: لست أنا من يدلكم عليه؟
سأل الرجل ثانية: من يدلنا عليه إذن؟
أجاب الشيخ: لقد دلكم عليه نبيكم " صلى الله عليه وسلم" في هذين الحديثين الشريفين:
عن أبي سعيد الخدري "رضي الله عنه" عن النبي " صلى الله عليه وسلم" قال «من قرأ سورة {الكهف} في يوم الجمعة، أضاء له من النور ما بين الجمعتين» (حديث صحيح أخرجه الحاكم والبيهقي).
وفي رواية أخرى عنه "رضي الله عنه" قال النبي " صلى الله عليه وسلم" «من قرأ سورة {الكهف} يوم الجمعة أضاء له النور ما بينه وبين البيت العتيق» (حديث صحيح أخرجه البيهقي).
فالحديث في الرواية الأولى يُبشر قارئ سورة {الكهف} في يوم الجمعة بأن يضيء له من النور ما يمتد زمانا ليشمل المدة الواقعة بين الجمعة التي قرأ فيها السورة إلى الجمعة التالية لها، فإذا قرأ {الكهف} فيها أيضا وحافظ على قراءتها في كل جمعة فهذا يعني أنـه سيضيء له نور طوال حياته.
والحديث في الرواية الثانية يبشر قارئ {الكهف} يوم الجمعة بأن يضيء له نور يمتد مكانا إلى البيت العتيق، بيت الله الحرام، مهما كان بعيدا عنه، وهذا يشير إلى نور يضيء طريقه أمامه حيثما اتجه وأينما ذهب.
وهكذا فإن الحديث بروايتيه يبشر قارئ {الكهف} بنور يمتد زمانا ومكانا، فالزمان يشمل حياته كلها إذا حافظ على قراءتها كل يوم جمعة، ومكانا يشمل ما حوله ويتصل بنور بيت الله الحرام في مكة المكرمة.
وما أحسب مسلما يستغني عن هذا النور ببعديه الزماني والمكاني، هذا النور الذي يحتاجه كل إنسان في عمله وأسرته بل في حياته كلها.
الطبيب يحتاجه في تشخيصه داء مريضه، فعلمه وحده لا يكفيه، إنه يحتاج إلى نور يضيء له عقله وقلبه، ويحتاجه في العمليات الجراحية التي يجريها(1).
والمهندس يحتاجه في رسم المخططات، وبناء العمارات، وتقدير الكميات، ولا تكفيه خبرته وعمله وحدهما ما لم يوفقه الله ويُنِرْ له عقله وطريقه.
والمعلم يحتاجه في تعليم طلبته، وإرشادهم وتوجيههم، وهو أحوج إلى هذا النور ليفتح الله عليه، ويفتح له عقول طلبته وقلوبهم، ومن دون هذا النور لن يحقق ما يريد على الوجه المرجو والمأمول.
وهكذا كل إنسان في هذه الحياة الدنيا لا يستغني عن هذا النور الذي يضيء له ما أمامه من زمان ومكان، فيحفظه الله تعالى من أخطاء وسقطات وعثرات؛ ما كان ليراها لولا هذا النور الذي أضاءه الله له بفضل قراءته سورةَ الكهف يوم الجمعة.
وكاتب هذه السطور لا يُخفي عنكم أنه يجد لقراءته سورة الكهف كل يوم جمعة نورا يضيء له طريق الكتابة أمامه، فيطوِّع الله له كلماتها، ويُسهِّل عليه أمرها، ويبارك له في أوقاتها.
والنبي " صلى الله عليه وسلم" يرشدنا إلى ما يزيد هذا النور حولنا بالدعاء الذي علمنا إياه «اللهم اجعل في قلبي نورا، وفي لساني نورا، وفي بصري نورا، وفي سمعي نورا، وعن يميني نورا، وعن يساري نورا، ومن فوقي نورا، ومن تحتي نورا، ومن أمامي نورا، ومن خلفي نورا، واجعل لي في نفسي نورا، وأعظم لي نورا» (متفق عليه).
الهوامش
(1) جاء في بحث أميركي أن واحدا من بين كل ثلاثة أشخاص في الولايات المتحدة سيواجه نوعا من الخطأ أثناء إقامته في مستشفى، وهذا يؤكد أن العلم والخبرة لا يكفيان وحدهما.
محمد رشيد العويد
رقم:2 - 7/صفر/1430 - 2\2\2009
خطاب عام لکل مسلمة متزوجة أو غیر متزوجة
لا تشترِ لعنة الله بشعيرات تأخذيها من حاجبيك
اللعنة ! ما هي اللعنة !؟
إنها الطرد من رحمة الله عز وجل!
اسمعي قول نبيك صلى الله عليه وسلم :
"لعن الله
النامصة والمتنمصة"
سُئِلَ الشيخ عبد العزيز بن باز رحمه الله تعالى:
ما حكم الأخذ من شعر الحاجبين أو تخفيفهما؟ فكان الجواب: لايجوز
الأخذ من شعر حاجبيك أو التخفيف منهما. وذلك لأن من يفعل ذلك عوقب باللعنه
من الله عز وجل.
فالنمص من
الكبائر سواء كان نتفاً أو قصاً.
أختاه فكري جيداً،وهل نحن نحصل على الجنة إلا برحمة الله.
هذا سؤال أرجو أن تجدي له جواباً ؟؟؟؟؟؟
أختاه من لك سوى الله
إلى من تذهبين ؟ وإلى من تلجئين ؟ في يومٍ تتقلب فيه القلوب
والأبصار.
اعلمي أخيتي أنك لن تفري من الوقوف بين يدى الله يحاسبك على كل ما فعلته.

فاتقي الله يا أخية. حتى تجدي السعادة في دنياك وآخرتك.
:::::::::::::::::::::::::
|
|
اَللهمَ اَخرجني مِن ظُلُماتِ الوَهم
و اَكرمني بنورالفهم ،
اللهم افتح علينا ابواب رحمتك ،
وانشُرعلينا خزائن علومك برحمتك
يا ارحم الراحمين
Allah
,Bring me out of the darkness of imagination
.and honor me by the light of understanding
;Oh Allah
,open to us the gates of Thy Mercy
and spread to us the treasures of Thy knowledge
.out of Thy Mercy The Merciful of all
پروردگارا
مرا از تاريكيهاي وهم وخيال خارج كن
و بنور فهم و ادراك گرامي دار
بار خدايا
دربهاي رحمتت را بر ما بگشا
و گنجينه هاي علومت را از روي رحمتت برما بگستران
اي مهربانترين مهربانان



ﺩﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﺁﺏ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﯾﻚ میﺷﻮﻧﺪ، ﺗﺸﻜﯿﻞ ﯾﻚ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ را می ﺪﻫﻨﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺗﻜﻪ ﺳﻨﮓ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎ ﻫﻢ ﯾﻜﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ !
ﭘﺲ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﻭ ﻗﺎﻟﺒﯽ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻓﻬﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﺸﻜﻞ ﺗﺮ، ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺷﺪﻧﻤﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ...آﺏ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﻧﺮﻣﯽ ﻭ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ، ﺑﻪﻣﺮﺍﺗﺐ ﺳﺮ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﻟﺠﻮج ﺘﺮ ﻭ ﻣﺼﻤﻢ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
ﺳﻨﮓ، ﭘﺸﺖ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺎﻧﻊ ﺟﺪﯼ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ. ﺍﻣﺎ ﺁﺏ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ .
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺳﺮﺳﺨﺘﯽ، ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﻭﻣﺼﻤﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺩﻝ ﻧﺮﻣﯽ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺴﺘﺠﻮﻛﺮﺩ .
فراموش نکنیم که:
ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎییم ...
ﮔﺎﻫﯽ نمیﺘﻮﺍﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩ
ﮔﺎﻫﯽ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ ...
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺪﻭﺯ ﮐﻪ ﻧﺒﯿﻨﯽ ....
ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺖ
ﻭﺁﻧﮕﺎﻩ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺁﻣﻮﺧﺖ


اسلام خوبی ها و ارزش ها را ارج نهاده و با دیده احترام به آنها می نگرد ، خواه در دایره دین اسلام باشد و یا این که خارج از دین اسلام. اگر سخنان کوروش کبیر با اسلام منافاتی نداشته باشد و برگرفته از منشور اخلاقی و انسان دوستی باشد ما هم آن را بر دیده منت می گذاریم وگرنه بی اساس و باطل خواهد بود. اسلام از ما نخواسته که تمدن ها و فرهنگ های قبل از اسلام را به طور کامل نفی کنیم بلکه از ما خواسته که جز حق نطلبیم و بهترین را برگزینیم، به همین خاطر است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم برخی از رسومات حسنه و پسندیده جاهلی را به مسلمانان معرفی و بر التزام به آنها تأکید داشتند. این است رمز جاودانگی اسلام و قرآن کریم


باعرض سلام خدمت دوستان.
چند روزي است که نکته اي ذهنم را به خودش مشغول کرده.آن هم اينه که خيلي از ما تو کامنت ها و پست هاي همديگه جملات انتقاد آميزي را نسبت به حج رفتن و کمک نکردن به ديگران و اينکه به جاي رفتن به خانه خدا براي کمک به فقرا هزينه شود را مي بينيم. و متاسفانه خيلي از ما بدون کمي تفکر و از روي عادت هميشگيمون که تقليد کورکورانه است آنها را شير مي کنيم. چرا؟ چون که جمله اش به نظرما شيک و مجلسي می آید و احتمالا کلاس ما را بين دوستانمان بالا مي برد!اگر اندکي سلولهاي خاکستري مغزمان را به کار بیندازيم مي فهميم که اسلام زکات را هم واجب کرده. يعني ساليانه هر مسلمان با بضاعت، بايد يک چهلم مالش را به همين فقرا و مريضها اختصاص بدهد. و بعد از اين کار اگر تواناييش را داشت به خانه خدا مشرف بشود . و خيلي سوالها و ابهاماتي که اگر بخواهیم همه اش را ذکر کنیم باید از آنها کتاب بنويسیم.
در پايان این جمله را خدمت شما می گویم که : دوستان خوبم فقط با یک جمله زیبا، ادبيات يک مطلب زيبا نميشه بلکه اين معني و مفهموم يک جمله است که آن را زيبا و متمايز مي کند.
از کساني که وقت گذاشتند و اين مطلب را خواندند کمال تشکر را دارم.
إن شاء الله که اين موهبت الهی نصيب همگي ما بشود.
منتظر نظرات شما عزیزان هستیم.

هر لحظه به سفر ابدی
نزدیکتر می شویم
به جان خودت بیفت
خودت، خودت را بساز
باید بتونی قبل از مرگ
لایق ملاقات خدا بشی

حاج آقا قرائتی تعریف میكرد: در ستاد نماز گفتیم، آقازادهها، دخترخانمها، شیرینترین نمازی که
خواندید،برای مابنویسید. یک دختر یازده ساله یک نامه نوشت، همه ما بُهتمان زد، دختر یازده
ساله، ما ریشسفیدها را به تواضع و کرنش واداشت. نوشت که ستاد اقامه نماز، شیرینترین
نمازی که خواندم این است كه: دراتوبوس داشتم میرفتم یک مرتبه دیدم خورشید دارد غروب
میکند. یادم آمد نماز نخواندم، به بابایم گفتم:نماز نخواندم، گفت: خوب باید بخوانی، اما حالا که
اینجا توی جاده است و بیابان، گفت: برویم به راننده بگوییم نگهدار. پدر گفت: راننده كه بخاطر
یک دختر بچه نگه نمیدارد، گفتم: التماسش میکنیم. گفت: نگه نمیدارد.
گفتم: تو به او بگو. گفت: گفتم كه نگه نمیدارد، بنشین. حالا بعداً قضا میکنی. دختر دید
خورشید غروب نکرده است و گفت بابا خواهش میکنم، پدر عصبانی شد، اما دختر گفت: پدر،
امروز اجازه بده من تصمیم بگیرم. میگفت ساکی داشتیم، زیپ ساک را باز کرد،یک شیشه آب
درآورد. زیرِ صندلی اتوبوس هم یک سطل بود، آن سطل را هم آورد بیرون.دستِ کوچولو، شیشه
کوچولو، سطل کوچولو. شروع کرد وسط اتوبوس وضو گرفت.
قرآن یک آیه دارد میگوید:کسانی که برای خدا حرکت کنند مهرش را در دلها میگذاریم به شرطی
که اخلاص داشته باشد،نخواسته باشد خودنمایی کند، شیرینکاری کند، واقعا دلش برای نماز بسوزد،
پُز نمیخواهد بدهد.
«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا» مریم/96 یعنی کسی که ایمان دارد،«وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» کارهایش هم
صالح است، کسی که ایمان دارد، کارش هم شایسته است، «سَیَجْعَلُ لَهُمْ الرَّحْمَانُ وُدًّا»،
«وُدّ» یعنی مودت، مودتش را در دلها میگذاریم.
لازم نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم درفضای خودم
امام باشم.
شاگرد شوفر نگاه کرد و دید كه دختربچه وسط اتوبوس نشسته و دارد وضو میگیرد،
پرسید: دختر چه میکنی؟ گفت: آقا من وضو میگیرم، ولی سعی میکنم آب به كف اتوبوس نچکد.
بعدش هم میخواهم روی صندلی، نشسته نماز بخوانم. شاگرد شوفر یک كمی نگاهش کرد و چیزی
به او نگفت. به راننده گفت: عباس آقا، ببین این دختر بچه دارد وضو میگیرد.
راننده هم همینطور که جاده را میدید، در آینه هم دختر را میدید. مدام جاده را میدید، آینه را
میدید، جاده رامیدید، آینه را میدید. مهر دختر در دل راننده هم نشست.
راننده گفت: دختر عزیزم، میخواهی نماز بخوانی؟ صبر كن، من میایستم. ماشین را کشید کنار جاده
و گفت: نمازت را بخوان دخترم، آفرین. چه شوفرهای خوبی داریم، البته شوفر بد هم داریم که هرچه
میگویی: وایسا، گوش نمیدهد. او برای یک سیخ کباب میایستد، اما برای نماز جامعه نمیایستد.
در هر قشری همه رقم آدمی هست. دختر میگفت: وقتی اتوبوس ایستاد، من پیاده شدم و شروع
کردم به نماز خواندن. یک مرتبه اتوبوسیها نگاهش کردند. یكی گفت: من هم نخواندم، دیگری گفت:
من هم نخواندم.شخص دیگری هم گفت: ببینید چه دختر باهمتی است، چه غیرتی، چه همتی، چه
ارادهای، چه صلابتی، آفرین، همین دختر روز قیامت، حجت است. خواهند گفت: این دختر اراده کرد،
ماشین ایستاد.یکی یکی آنهایی هم که نماز نخوانده بودند، ایستادند به نماز. دختر میگفت: یک مرتبه
دیدم پشت سرم یک عده دارند نماز میخوانند. میگفت: شیرینترین نماز من این بود که دیدم، لازم
نیست امام فقط امام خمینی باشد. منِ، بچه یازده ساله هم میتوانم در فضای خودم امام باشم.
نقل از : وبلاگ گروه قرآنی یس : http://quran-n2.blogfa.com
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد
حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.
کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس
و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.
قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت
و در دهان سگ گذاشت.
سگ هم کیسه را گرفت و رفت.
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود
تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید.
با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد.
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو
حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.
اتوبوس
امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد
و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد
دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس
درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در
حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از
چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با
کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به
خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در
کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف
محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را
چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ کرد.
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.
نتیجه اخلاقی:
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه
چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و
غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش
واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.
هرچند
که برخي کوشش نموده اندکه آبهاي معدني شبيه ترکيبات آب زمزم بسازندولي
تمام تلاش وسعي آنان بيهوده بوداست زيراکه آب زمزم ويژگي خاص دارد که
خداوند درآن قرار داده است. وعلم به اثبات رسانده که آب زمزم باتمام آبهاي
جهان فرق دارد...
برخلاف چاههاي ديگر هيچگونه رشد وزندگي گياهي وجانوري در اين چاه وجود ندارد، وعليرغم آن که اين موضوع خود باعث طعم بد وبوي نامطبوع آب مي گردد؛اما آب زمزم بدينگونه نمي باشد.

|
|
||
|
سازمان سنجش آموزش كشور بدينوسيله به اطلاع داوطلبان شرکت کننده در آزمون ورودي دوره دکتری «Ph.D» (نيمهمتمركز) سال 1392 ميرساند، نظر به اينكه بعضي از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي پس از اعلام نتايج نهایی آزمون براي پذيرش دانشجو اعلام ظرفيت نمودهاند و يا ظرفيت برخي از كدرشته محلهاي تحصيلي آزمون مذكور تكميل نگرديده است، لذا داوطلبانی که در آزمون مذكور ثبتنام و شركت نمودهاند و در اعلام نتایج نهایی پذیرفته نشدهاند براساس ضوابط و شرايط مندرج در دفترچه راهنماي انتخاب رشتههاي تحصيلي (شماره 2) آزمون مذكور و همچنين اطلاعیههای ثبتنام و اعلام نتایج ميتوانند از تاریخ 29/7/92 الی 4/8/92 به پايگاه اطلاعرساني اين سازمان مراجعه و با توجه به جداول مربوط برحسب مورد نسبت به انتخاب كدرشته محلهاي تحصيلي (حداکثر 5 کدرشته محل) مطابق رشته امتحاني خود اقدام نمايند.
* موارد قابل توجه: 1- گزينش نهايي در هر يك از كدرشتههاي تحصيلي اعلام شده در اين اطلاعيه، مطابق شرايط و ضوابط مندرج در دفترچه راهنماي انتخاب رشتههاي تحصيلي (شماره 2) و اطلاعیههای قبلی آزمون مذكور انجام خواهد شد. 2- آندسته از داوطلباني كه اسامي آنان به عنوان پذيرفتهشده نهايي در يكي از كدرشتهمحلهاي تحصيلي (اعم از دورههای روزانه، شبانه، غیرانتفاعی، مجازی،پرديس خودگردان و پیامنور) اعلام شده است حق انتخاب كدرشته محلهاي مندرج در اين اطلاعيه را ندارند. 3- آن دسته از داوطلبانی که در جلسه آزمون حاضر بوده و با توجه به کارنامه نتایج اولیه دارای نمره کل مثبت (بزرگتر یا مساوی یک) میباشند (به جز داوطلبان بند 2 فوق) مجاز به انتخاب رشته خواهند بود. 4- نيمسال پذيرش دانشجو در هريك از كدرشته محلهاي مندرج در اين اطلاعيه متناسب با امكانات و نظر دانشگاه يا مؤسسه محل قبولي، در اولین ترم تحصیلی ممکن خواهد بود. 5- نتايج چند برابر ظرفيت كدرشته محلهاي مندرج در اين اطلاعيه در تاريخ 15/8/92 از طريق سايت اينترنتي اين سازمان براي انجام مراحل مصاحبه دانشگاهها اعلام خواهد شد. 6- در صورت هر گونه تغيير در وضعيت رشتههاي مندرج در اين اطلاعيه مراتب طي اطلاعيهاي در تاريخ 4/8/92 به منظور اطلاع و ويرايش كد رشته هاي انتخابي به اطلاع خواهد رسيد. 7- داوطلبان متقاضي لازم است در زمان ورود به سايت اينترنتي سازمان و انتخاب رشته محل، نسبت به واريز مبلغ 35,000 (سي و پنج هزار) ريال از طريق سيستم پرداخت اينترنتي اقدام نمايند.
| ||
لبیک اللهم لبیک لبیک لاشریک لک لبیک

عید سعید قربان بر تمام مسلمانان جهان مبارک
کل عام وانتم بخیر


گلهای زیبا را با عطر گل لبخند
تقدیم کنم تقدیم
با شبنمی از اخلاص
تقدیم به خوبانم
آنان که وفا دارند
از کینه جدا هستند
جز رنگ صداقت هیچ
در دل ندارند رنگ
از خوبی و از پاکی
در اوج تماشایند
گل با همه خوبی ها
شرمنده شد از آنها
عطر خوش خوبان را
پیدا نتوانی کرد
جز در دل پاکی ها
فصل سبز پاییزی
فصل سبز روییدن
فصل رویش گلها
در گلستان مکتبها
باز می آید بهار
با شروع پاییزان
می شود گلها شکوفا
با گشودن دلها
درس و مشق و شور و نشاط
زنده می سازد مدارس را
با صدای خنده های کودکانه
می رود غم ها ز خانه
باز می گردد صفای جاودانه

در این فایل زیبا می توانید مراتب خلقت را از کوچکترین جزء تا بزرگترین جزء را ببینید.
بعد از دانلود این فایل که به صورت اکسل هست و همچنین بعد از باز شدن کامل فایل اکسل و تصویر فلش درون فایل، شما روی دکمه Start کلیک کنید تا فایل شروع به اجرا کند، بعد به راحتی با حرکت دادن نوار پیمایش زیر تصویر و یا حرکت دادن دکمه اسکرول موس می توانید داخل فایل حرکت کنید. اگر روی هر تصویر که درون فایل قرار دارد کلیک کنید، توضیحاتی را هم به صورت انگلیسی مشاهده خواهید کرد.
مطمئنم از دیدن این فایل لذت خواهید برد.

برای شما یک فایل پاورپوینت گذاشتم که شامل تصاویری از کهکشانهاست که توسط تلسکوپ هابل گرفته شده.
من همیشه این جور تصاویر را با دقت نگاه می کنم و خیلی بهشون علاقه دارم، کمترین چیزی که این تصاویر به ما نشان می دهد این است که ما چقدر کوچک هستیم و خودمان هم خبر نداریم. در واقع اینقدر گرفتار زندگی روزمره هستیم که گاهی یادمان می رود تا در مورد آفریده های الله تفکر کنیم.


باز هم مدرسه ها شکفتند
بوی عطرش در فضا پیچید باز
باز هم وقت دیدار است و نیاز
بالهایی از برای شوق پرواز
ای خوشا آن دم که زنگ مدرسه
می نوازد گوشها را سوی نغمه های شیرین
می گشاید چشم ها را بالا به سوی آسمان
از نگاه بچه ها می شوم خوشحال وخندان
کودکان پاک ومعصومی که دارند غنچه هایی ناز وکوچک
درمیان دست هایی که می تراود از آن محبّت
کاشکی من کودکی بودم میان این همه گلهای کوچک
می نوشتم مشق هایم را دوباره از سرخط دانه دانه تک به تک
کاش می شد کاش می شد...