مسلمان شدن فرزند رئیس جمهور سودان جنوبی

فرزند رئیس جمهور سودان جنوبی مسلمان شد

7272747

مسلمان شدن فرزند رئیس جمهور سودان جنوبی، غرب را متحیر کرد.

«جان سافلا»، فرزند سالوا مایاردیت، رئیس جمهور سودان جنوبی در یکی از مساجد بزرگ خارطوم، به اسلام گروید و با تکبیر حضار مورد استقبال قرار گرفت.

وی گفت که برای اعلان گرویدن به دین مبین اسلام به خارطوم آمده و از پدرش نیز درخواست کرده تا دین اسلام را برگزیند. بر اساس خبری که در روزنامه الانتباه سودان درج گردیده، وی گفته است که آرزوی ورود به بهشت را دارد و تصمیم گرفته مجددا به جنوب کشور برگردد و همراه با برادران مسلمان، به ترویج دین اسلام بپردازد.

این روزنامه نوشت که، «جان» فرزند همسر چهارم سالوا بوده و بعد از گرویدن به اسلام، نام خود را به «محمد» تغییر می‌دهد.

الدعوة إلی الله

أعاد الداعية السعودي، عائض القرني، لفت الأنظار إلى نص رسالة كان قد بعثها قبل زمن للزعيم الجنوب أفريقي الراحل، نيلسون مانديلا، يهديه فيها نسخة من كتابه الواسع الانتشار "لا تحزن" ويدعوه إلى اعتناق الإسلام، قائلاً إن ذلك سيمحنه "العز في الدنيا والآخرة".

وأعاد القرني، في تغريدة رابط قديم لرسالته، قائلاً: "رسالة قديمة بعثتها للزعيم نيلسون مانديلا" وجاء في الرسالة: "تحية طيبة أيها الرئيس العظيم: أنا أحد الملايين في مشارق الأرض ومغاربها، الذين عرفوا جهادك، وأُعجبوا بصمودك، وتعجَّبوا من تضحيتك واستبسالك في سبيل مبدئك، ولأجل حريتك وحرية شعبك، حتى صرت نجماً في أفق الحرية، وزعيماً عالمياً في مدرسة النضال، ومنظِّراً عبقرياً بدستور حقوق الإنسان."

ويتابع، في رسالته بالقول كما جاء على شبكة سي إن إن الإخبارية الأمريكية: "أيها الرئيس العظيم: إن الإسلام - دين الله الحق - دين عظيم، يحب العظماء، ويحترم المبدعين، ويحيي الشرفاء، وأنت أحدهم. إنه دينُ المساواة؛ ساوى بين عمر العربي، وبلال الحبشي، وسلمان الفارسي، وصهيب الرومي، إنه دينٌ يرفض الظلم، ويحرم الاستبداد، ويُلغي فوارق اللون والجنس واللغة."

ويضيف الداعية السعودي: "أيها الرئيس العظيم: لقد حصلتَ على المجد الدنيوي، ونلتَ الشرف العالمي، وأحرزتَ وسام التضحية، ولبست تاج الحرية، فأضفْ إلى ذلك: الظفر بطاعة الله وبالإيمان به، واتباع رسوله.. ولا يكون ذلك إلا بالإسلام، فأسلمْ تسلم، أسلمْ تنلْ العزَّ في الدنيا والآخرة، والفوز في الأولى والثانية، والنجاة من عذاب الله. أسلمْ - أيها الرئيس العظيم - لتحييك الأرض والسماء، ويرحِّبَ بك مليار ومائتا مليون مسلم، وتفتَّح لك أبواب الجنة"

وختم القرني رسالته التي لم يذكر تاريخ إرسالها بدقة أو ما إذا كان قد حصل على جواب لها بالقول: "كلما قابلتُ في بلاد الإسلام علماء وزعماء وأدباء وحكماء قالوا: ليت (نيلسون مانديلا مسلم)، فأرجوك وآمل منك أن تعلنها قويةً مدويةً خالدةً: لا إله إلا الله محمد رسول الله.. أسأل الله العظيم رب العرش الكريم أن يشرح صدرك - أيها الرئيس - للإسلام. وتقبل تحيات المسلمين رجالاً ونساءً وشيوخاً وأطفالاً في كل أصقاع الأرض. وتقبلوا تحياتي".

منابع دکتری زبان وادبیات عربی


 موضوع: منابع دكترى زبان و ادبيات عربي از وبلاک http://www.habedi.blogfa.com/

رديف

کتاب/ مولف/محقق

ناشر

تعداد صفحه

1          

صرف و نحو

مغنی اللبيب-ابن هشام-عبداللطيف محمدالخطيب

سلسلة التراث

3803

2          

شرح ابن عقيل- محمد محيی الدين عبدالحميد-4 مجلدات

دارالتراث

1399

3          

بلاغة

جواهر البلاغه-احمد الهاشمي

المكتبة العصرية

406

4          

دلائل الاعجاز للجرجاني- محمود محمد شاکر

مكتبة الخانجي

716

5          

بغيه الايضاح لتلخيص المفتاح في علوم البلاغه عبدالمتعال الصعيدي

مكتبة الاداب

661

6          

المطول على التلخيص

مطبعة خادم العلم

493

7          

مختصر المعاني-التفتازاني

دار الفكر

483

8          

التلخيص في علوم البلاغة للقزويني-تح عبد الرحمن البرقوقي

دار الفكر

446

9          

متون

شرح اللزوميات للمعري

الهيئة المصرية

1396

10      

شرح المعلقات السبع للزوزنی : المصطاوي

دار المعرفة

247

11      

شرح المعلقات-الانباری :عبدالسلام هارون

دار المعارف

738

12      

شرح دیوان المتنبي-البرقوقی

دار الكتاب

1636

13      

شرح مقامات حريري-الشريشي

المكتبة العصرية

2175

14      

شرح مقامات بديع الزمان -محيي الدين عبدالحميد

المكتبة الازهرية

472

15      

نقائض جرير و الاخطل-ابوتمام

المطبعة الكاثوليكية

273

16      

نصوص مختاره من الادب الاسلامي و الاموي-وهب ظنوس

مكتبة الاداب

222

17      

الجمهره المختار من الشعر العربي-الجواهري

وزارة الثقافة

876

18      

المنتخب من عصور الادب العباسي-فئة من المولفين

عالم الكتب

173

19      

مغاني المعاني-محمد زغلول سلاك

منشاة المعارف

141

20      

المفضليات-احمد شاكر

دار المعارف

540

21      

نقد ادبي و ادب مقارن

النقد المنهجی عند العرب –محمد مندور

نهضة مصر

477

22      

فی النقد الادبی –عبدالعزيز عتيق

دار النهضة

386

23      

فی النقد التطبيقی و المقارن - غنيمی هلال         

نهضة مصر

205

24      

الادب المقارن-طه ندا

دار النهضة

272

25      

تاريخ الادب و نقد

تاريخ الادب العربي-شوقي ضيف

دار المعارف

3542

26      

الجامع في تاريخ الادب العربي _ حنا الفاخورى

دار الجيل

1085

27      

تاريخ الادب العربي-عمر فروخ(6 مجلدات)

دار العلم للملايين

4796

28      

أعلام الأدب العربي الحديث و إتجاهاتهم الفنية-زكي العشماوي

دار المعرفة

448

29      

أعلام الأدب العربي المعاصر-كامل اليسوعي

الشركة المتحدة

728

ای قلم بنویس! از مادرمان عایشه رضی الله تعالی عنها

ای قلم بنویس! از مادرمان حضرت عایشه رضی الله تعالی عنها

امروز می خواهم از بانویی سخن بگویم که پروردگار جهانیان او را محکی برای جدا کردن«منافق»از«مسلمان» و«موحد» از «مشرک» قرار داده و آیاتی از کلام نورانی اش را به واقعه زندگی او اختصاص داده است. آری! منظورم مادر مؤمنان همسر پاک و جانفدای پیامبربزرگوار اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم محبوبه وشاگرد ممتازایشان، معلم و مربی زنان عصر نبوت حضرت عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنهاـــ می باشد. پس باید بنوسیم و به قلم بگویم که بنویس!

ای قلم! بنویس! از مادرم بنویس از توحید، از عرفان و اخلاصش. ای قلم بنویس! از مهر، صفا،صداقت،عطوفت و رشادت مادر مهربانم. قلم بنویس! از شجاعت و دلیری و سیاست آن نور چشمانم. قلم بنویس! چرا توقف کرده ای؟از زهد،تقوای مادر دلسوزم بنویس. نکند توقفت بخاطر ناجوانمردی ما فرزندان است! نکند توقفت از بی لیاقتی و بی مهری ما بیچارگان است! نکند توقفت بخاطر بی توجهی ما از مادرمان است! نکند توقفت بخاطر دفاع نکردن و آرام نشستن ما در مقابل توهین های دشمنان به آن محبوبه پیامبر است! اما باز هم بنویس!بنویس از علم و فقاهت،پارسایی و دانایی مادر مهربان و دلسوزی که در کنار شمع نبوت شب و روز پر می زد. قلم بنویس! از بی مهری و بی توجهی فرزندان که نه تنها اوصاف نیکوی مادرشان را نمی دانند بلکه در مقابل توهین و فحش وناسزای مخالفان آرام نشسته اند! بنویس! تا این فرزندان ناخلف،مادرشان را بشناسند یا حداقل از شیوه ی زندگانی اش خبری بیابند. بنویس که ما نیازمندیم! بنویس حقیقت را و به ما بنمایان! شاید که پند گیریم،شاید که هدایت شویم،شاید توبه ای کنیم و قدر مادر مهربانمان را بدانیم. راستی هیچ می دانی که این مادر مهربان چه دَینی بر گردن ما دارد؟ ما چقدر نسبت به ایشان کوتاهی کرده ایم؟ آیا فرزندانمان را با اخلاق،رفتار،اعمال و حتی با نام مبارکش آشنا کرده ایم؟! . . . اما از خداوند سبحان امید عفو و بخشش داریم و امیدواریم ما را از دعاهای این مادر مهربان بهره مند بگرداند و به مادران و زنان و دختران و خواهران ما توفیق دهد تا رهرو خوبی برای آن بانوی بزرگوار باشند.

حس روییدن همان حس تکامل است

اگر حس  روئیدن در تو باشد، 

در کویر هم رشد خواهی کرد.


الهی فقیر أتاک

داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتماً بخوانید

داستان فوق العاده زیبا و عبرت آموز حتماً بخوانید:

سه برادر مردی را نزد حضرت علی رضی الله تعالی عنه آوردند و گفتند اين مرد پدرمان را کشته است.

امام علی (رض) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟

آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اينها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من هم همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان زدم و او مرد.

امام علی (رض)فرمودند: حد را بر تو  اجرا مي کنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت بدهيد.
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته پس اگر مرا بکشيد آن گنج تباه مي شود، و  برادرم هم بعد از من تباه مي شود.
اميرالمومنین (رض) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را مي کند؟
آن مرد به مردم نگاه کرد و گفت اين مرد.
اميرالمومنين (رض) فرمودند: ای ابوذر آيا
ضمانت اين مرد را مي کنی؟
ابوذر عرض کرد: بله اميرالمومنين
فرمود: تو او را نمي شناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا مي کنم!
ابوذر عرض کرد: من ضمانتش مي کنم يا اميرالمومنين.
آن مرد رفت . و روز اول و دوم و سوم
سپری شد...
و همه مردم نگران ابوذر بودند که بر او حد اجرا نشود...
سرانجام آن مرد اندکی قبل از اذان مغرب  آمد.
 و در حاليکه خيلی خسته بود، به نزد اميرالمومنين (رض) آمد وعرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون تسلیم فرمان شما هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (رض) فرمودند:
چه چيزی باعث شد تا برگردی درحاليکه مي توانستی فرار کنی؟

آن مرد گفت: ترسيدم که  "وفای به عهد" از بين مردم برود.

اميرالمومنين(رض) از ابوذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

ابوذر گفت: ترسيدم که  "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم برود.

پسران مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از قصاص او گذشتيم... اميرالمومنين (رض) فرمود: چرا؟

گفتند: مي ترسيم که "بخشش و گذشت" از بين مردم برود.

و اما من اين پيام را برای شما فرستادم تا  "دعوت به خير" از ميان مردم نرود.

حالا نوبت شماست که بعد از خواندن این داستان آن را برای دیگران نقل کنید و در صورت امکان برای دوستانتان ارسال کنید و یا در وبلاگتان درج کنید تا "نشر و پخش خوبی ها" از میان ما رخت برنبندد.

خدایا هزاران هزار بار شکرت ولی باز هم کمه تا بی نهایت شکرت

 

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید

به نکته‌هاى زیر توجه کنید:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.

اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ، 

تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، 

یا گرسنگى در امان بوده‌اید، 

وضعیت شما از وضعیت ۵۰۰ میلیون نفر در دنیا بهتر است.

اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.

اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، 

اگر کفش و لباس دارید، 

اگر تختخواب و سرپناهى دارید، 

در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید. 

اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید، 

شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید. 

اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید:

۱- یک کسى به فکر شما بوده است. 

۲- شما به ۲۰۰ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید. 

۳- و … شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند. 

به قول بعضی ها:

    طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید، 

   طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید، 

    طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،

 و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.

  و همیشه خدا را  شکر کنید.

نور من كل جانب



ما إن أنهى الشيخ درسه الذي ألقاه في المسجد حتى رفع أحد المصلين يده وقال: ممكن سؤال؟

رد عليه الشيخ: تفضل.

قال الرجل: أنا طبيب، ورغم علمي وخبرتي فإني أحيانا لا أوفق في تشخيص مرض المريـض، فأصف له دواء لا يفيده، بل لعله يضره ويؤذيه، فهل هناك دعاء أدعو به حتى أتجنب هذا الخطأ؟

همَّ الشيخ بإجابة الطبيب عن سؤاله لكنَّ رجلا آخر قال: أنا أيضا أعاني هذا في عملي.

سأله الشيخ: أنت أيضا طبيب؟

قال: بل أنا مهندس، وأحيانا أرتكب بعض الأخطاء في رسم المخططات أو في تنفيذها، رغم خبرتي الطويلة التي امتدت أكثر من عشرين سنة.

بادر رجل ثالث بالسؤال قائلا: شيخي أنا مدرس رياضيات ورغم تحضيري للدروس جيدا فإنني أحرج أمام الطلبة حين يُغلق علي فلا أنجح في حل بعض المسائل.

التفت الشيخ إلى من حولـه من الحاضرين وقال: هل لدى أحدكم أي سؤال قبل أن أبدأ بالإجابة؟

رفع أحد الحاضرين يده فقال له الشيخ: تفضل، ما سؤالك؟

قال الرجل: أنا أعاني من عدم إمساكي أعصابي حينما تجادلني زوجتي فأغضب وأصرخ فيها وأضربها أحيانا.. ثم أندم بعد ذلك.

قال الشيخ: أنتم جميعا تعانون مشكلة واحدة، وهي فقدانكم للرؤية المبصرة، فتقعون فيما تقعون فيه من أخطاء.

سأله أحدهم: الرؤية المبصرة؟ وكيف نحصل على هذه الرؤية المبصرة؟

أجاب الشيخ: حتى تحصلوا عليها لابد لكم من نور، نور يضيء لكم ما أمامكم وما خلفكم وما حولكم، نور يضيء لكم عقولكم وقلوبكم ونفوسكم، نور يمتد مئات الكيلومترات، ويستمر طوال الأيام والشهور والسنوات.

سأله الرجل نفسه: وأين نجد هذا النور؟

قال الشيخ: لست أنا من يدلكم عليه؟

سأل الرجل ثانية: من يدلنا عليه إذن؟

أجاب الشيخ: لقد دلكم عليه نبيكم  " صلى الله عليه وسلم"  في هذين الحديثين الشريفين:

عن أبي سعيد الخدري  "رضي الله عنه"  عن النبي  " صلى الله عليه وسلم"  قال «من قرأ سورة {الكهف} في يوم الجمعة، أضاء له من النور ما بين الجمعتين» (حديث صحيح أخرجه الحاكم والبيهقي).

وفي رواية أخرى عنه  "رضي الله عنه"  قال النبي  " صلى الله عليه وسلم"  «من قرأ سورة {الكهف} يوم الجمعة أضاء له النور ما بينه وبين البيت العتيق» (حديث صحيح أخرجه البيهقي).

فالحديث في الرواية الأولى يُبشر قارئ سورة {الكهف} في يوم الجمعة بأن يضيء له من النور ما يمتد زمانا ليشمل المدة الواقعة بين الجمعة التي قرأ فيها السورة إلى الجمعة التالية لها، فإذا قرأ {الكهف} فيها أيضا وحافظ على قراءتها في كل جمعة فهذا يعني أنـه سيضيء له نور طوال حياته.

والحديث في الرواية الثانية يبشر قارئ {الكهف} يوم الجمعة بأن يضيء له نور يمتد مكانا إلى البيت العتيق، بيت الله الحرام، مهما كان بعيدا عنه، وهذا يشير إلى نور يضيء طريقه أمامه حيثما اتجه وأينما ذهب.

وهكذا فإن الحديث بروايتيه يبشر قارئ {الكهف} بنور يمتد زمانا ومكانا، فالزمان يشمل حياته كلها إذا حافظ على قراءتها كل يوم جمعة، ومكانا يشمل ما حوله ويتصل بنور بيت الله الحرام في مكة المكرمة.

وما أحسب مسلما يستغني عن هذا النور ببعديه الزماني والمكاني، هذا النور الذي يحتاجه كل إنسان في عمله وأسرته بل في حياته كلها.

الطبيب يحتاجه في تشخيصه داء مريضه، فعلمه وحده لا يكفيه، إنه يحتاج إلى نور يضيء له عقله وقلبه، ويحتاجه في العمليات الجراحية التي يجريها(1).

والمهندس يحتاجه في رسم المخططات، وبناء العمارات، وتقدير الكميات، ولا تكفيه خبرته وعمله وحدهما ما لم يوفقه الله ويُنِرْ له عقله وطريقه.

والمعلم يحتاجه في تعليم طلبته، وإرشادهم وتوجيههم، وهو أحوج إلى هذا النور ليفتح الله عليه، ويفتح له عقول طلبته وقلوبهم، ومن دون هذا النور لن يحقق ما يريد على الوجه المرجو والمأمول.

وهكذا كل إنسان في هذه الحياة الدنيا لا يستغني عن هذا النور الذي يضيء له ما أمامه من زمان ومكان، فيحفظه الله تعالى من أخطاء وسقطات وعثرات؛ ما كان ليراها لولا هذا النور الذي أضاءه الله له بفضل قراءته سورةَ الكهف يوم الجمعة.

وكاتب هذه السطور لا يُخفي عنكم أنه يجد لقراءته سورة الكهف كل يوم جمعة نورا يضيء له طريق الكتابة أمامه، فيطوِّع الله له كلماتها، ويُسهِّل عليه أمرها، ويبارك له في أوقاتها.

والنبي  " صلى الله عليه وسلم"  يرشدنا إلى ما يزيد هذا النور حولنا بالدعاء الذي علمنا إياه «اللهم اجعل في قلبي نورا، وفي لساني نورا، وفي بصري نورا، وفي سمعي نورا، وعن يميني نورا، وعن يساري نورا، ومن فوقي نورا، ومن تحتي نورا، ومن أمامي نورا، ومن خلفي نورا، واجعل لي في نفسي نورا، وأعظم لي نورا» (متفق عليه).

الهوامش

(1) جاء في بحث أميركي أن واحدا من بين كل ثلاثة أشخاص في الولايات المتحدة سيواجه نوعا من الخطأ أثناء إقامته في مستشفى، وهذا يؤكد أن العلم والخبرة لا يكفيان وحدهما.

محمد رشيد العويد